تبلیغات
سخنی باصاحب دلان - در سایه آفتاب پدر






















سخنی باصاحب دلان




خجسته میلادمولودکعبه حضرت علی(ع)برشمامبارک باد

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛ اما خسته‏ ترین مهربانی عالم،

 در آینه چشمان مردانه‏ ات، کودکی‏ هایم را بدرقه کرد، 

تا امروز به معنای تو برسم.
می‏خواهم بگویم، ببخش اگر پای تک درخت حیاطمان، پنهانی، 

غصه‏ هایی را خوردی که مال تو نبودند!
ببخش اگر ناخن‏های ضرب‏ دیده ‏ات را ندیدم که لای درهای بسته روزگار،

 مانده بود و ببخش اگر همیشه، پیش از رسیدن تو، خواب بودم؛

 اما امروز، بیدارتر از همیشه، آمده ‏ام تا به جای آویختن بر شانه تو،

 بوسه بر بلندای پیشانی‏ ات بزنم. سایه‏ ات کم مباد ای پدرم!
آن روزها، سایه ‏ات آن‏قدر بزرگ بود که وقتی می ‏ایستادی،

 همه چیز را فرا می‏گرفت؛ اما امروز، ضلع شرقی نیمکت‏های غروب، 

لرزش دستانت را در امتداد عصایی چوبی می‏ریزد.
دلم می‏خواهد به یک‏باره، تمام بغض تو را فریاد کنم. 

ساعت جیبی ‏ات را که نگاه می‏کنی، 

یادم می‏آید که وقت غنچه ‏ها تنگ شده؛ درست مثل دل من برای تو.
این، تصادف قشنگی است که امروز در تقویم، کلمات هم‏ معنی،

 کنار هم چیده شده‏ اند. یعنی در دائرة المعارف عشق، 

پدر، ترجمه علی علیه ‏السلام است.





نوشته شده در سه شنبه 23 اردیبهشت 1393 ساعت 10:33 ق.ظ توسط فریده جمشیدی خسرقی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]


بنر حمایتی  افقی فارسی - شکرگزاری


Template By : Pichak