تبلیغات
سخنی باصاحب دلان - فیض کاشانی ...ودرسی که از ایام کودکی آموخت






















سخنی باصاحب دلان




از فیض کاشانی در مورد ارج ومقامی که پیدانموده وبه آن درجه

از مرتبه علمی متعالی رسیده علت وسبب را جویا شدند .

در جواب گفت :

در کودکی نیمه های شب از فرط تشنگی از خواب بیدار شدم .

دایه ام را ملاحظه نمودم که با حالتی خضوع وخشوع مشغول

ذکر  ؛ نماز  ؛  راز ونیاز  ؛ وعبادت پروردگاراست .

رفتارش ؛گفتار ش ؛اعمالش بر دلم نشست .

مجذوب آن رفتار وکردار شدم ..

از دایه ام خواستم مرا هم راهنمایی  کند که آن اعمال را آنگونه

که او انجام می دهد من هم انجام دهم ..

در جوابم گفت :

برای تو هنوز خیلی زود است ...در مقابل  اصرار زیاد من گفت :

تو فقط دستها را به آسمان بالا ببر وچند مرتبه بگو ..

یا حاکم ویا ناظر .؟!

بعدها که بزرگتر شدم ومعنی آن کلمات را در یافته وبه درستی

فهمیدم .

همواره خداوند را حاکم وناظر بر خود یافتم .



نوشته شده در جمعه 9 اسفند 1392 ساعت 11:55 ب.ظ توسط فریده جمشیدی خسرقی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]


بنر حمایتی  افقی فارسی - شکرگزاری


Template By : Pichak