تبلیغات
سخنی باصاحب دلان - درمسیر زندگی گرمای مهربانی وتبسم از طوفان خشم وجنگ راه گشاتر است.






















سخنی باصاحب دلان


روزی
باد به آفتاب گفت: من از تو قوی ترم. آفتاب گفت: چگونه؟

باد گفت آن پیرمرد را میبینی که کتی بر تن دارد؟ 

شرط میبندم من زودتر از تو کتش را از تنش در می آورم.

 آفتاب در پشت ابر پنهان شد و باد به صورت گردبادی هولناک شروع به وزیدن 

گرفت. هرچه باد شدید تر میشد پیرمرد کت را محکم تر به خود می پیچید.

سرانجام باد تسلیم شد. 

آفتاب از پس ابر بیرون آمد و با ملایمت بر پیرمرد تبسم کرد و طولی نکشید که 

پیرمرد از گرما عرق کرد و پیشانی اش را پاک کرد و کتش را از تن درآورد. 

در آن هنگام آفتاب به باد گفت دوستی و محبت قوی تر از خشم و اجبار است. 

درمسیر زندگی گرمای مهربانی وتبسم از طوفان خشم وجنگ راه گشاتر است.


نوشته شده در یکشنبه 23 آذر 1393 ساعت 11:35 ب.ظ توسط فریده جمشیدی خسرقی نظرات |


(تعداد کل صفحات:[cb:pages_total]) [cb:pages_no]


بنر حمایتی  افقی فارسی - شکرگزاری


Template By : Pichak